مطالعه مقایسه ای مبانی معرفتی اندیشه و فرهنگ اسلامی و اروپایی و رابطه آن‌ها با نهادهای آموزش عالی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

هدف: هدف مقاله حاضر آن است که نشان دهد که چگونه مراکز آموزش عالی تحت تأثیر رابطه میان فرهنگ اسلامی و اروپایی و بنیان‌های معرفتی شناختی آن‌ها قرار می‌گیرد. معمولا میان زایش و بالندگی فرهنگ‌ها و مبانی معرفت شناسی آن‌ها نوعی رابطه وجود دارد. آنچه دو فرهنگ اسلامی و اروپایی را از هم مجزا می‌سازد دیدگاه های معرفتی آن‌هاست. بنابراین برای شناختن تفاوت‌های آن دو نیازمند آنیم که به بنیان‌های معرفتی آن‌ها مراجعه کنیم. کارکردهای نهادهای آموزش عالی را نیز بر بنیاد چنین ارتباط می‌توان دریافت.  روش: روش تحقیق نیز توصیفی و تحلیلی است. در این روش محقق کوشیده است تا برای پرسش‌های تحقیق، پاسخ‌های درخوری بیابد. یافته‌ها: مبانی معرفتی در فرهنگ اسلامی را می‌توان با توجه و نقش و اهمیتی که هر یک دارند به تجربی، عقلانی، شهودی و وحیانی تقسیم نمود. با وجود این، وحی بنیاد همه آموزه‌ها و تعالیم اسلامی خوانده می‌شود. بر اساس نگاه وحیانی اسلامی خداوند بنیاد، مبدأ و غایت هستی است. جهان نیز مخلوق و مقهور اراده خداوند است. انسان نیز به عنوان برترین مخلوق به اتکا خرد خود به فهمی دقیق از جهان هستی دست یابد. معرفت آدمی امری کمالی است. از لحاظ تاریخی، نهادهای آموزش اسلامی تحت تأثیر مبانی چنین نگرشی قرار گرفته‌اند. نهادهای آموزش عالی اسلامی، در رابطه ای دوسویه با مبانی معرفتی اسلامی، هم بر غنای خود افزوده‌اند و به نوبه خود نیز سبب گسترش فرهنگ اسلامی شده‌اند. در عوض، مبانی معرفتی اندیشه و فرهنگ اروپای مدرن بر نوعی انسان گرایی که خود بر خرد ابزاری استوار است، بنا شده است. از جمله تأثیرات این مبانی بر نهادهای آموزش عالی، تهی کردن بعد معنوی تربیت، ابزاری کردن علم و دانش تخصصی برای رفع نیازهای بنگاه‌های اقتصادی بوده است. نتیجه گیری: آنچه آموزش عالی اسلامی را از نوع اروپایی آن متمایز می‌کند، جهت گیری معنوی و اخلاقی آن است. جهت گیری‌ای که از آموزه های اسلامی تغذیه می‌کند. این در حالی است که جهت گیری دانشگاه های اروپایی دنیوی بوده و دغدغه سازگار کردن آدمی را با نیازهای متنوع زندگی دارد. آموزش‌های چنین دانشگاهی حتی در صورتی که قرین توفیق باشد، کامل و تمام نیست.

کلیدواژه‌ها