بررسی تعمیق فلسفی مبانی معرفت دینی در هندسۀ فکر به منظور فرهنگ‌سازی نهادی معرفت دینی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد EMBA، پژوهشگر جامعه المصطفی العالمیه

چکیده

معرفت دینی از عوامل بنیانی در هندسۀ فکر است که با توجه به نقش آن در تطورات فکری، می‌توان مدعی چترگستری تأملات بشری به واسطۀ آن شد. در طول تاریخ همواره بشر از عدم رویکرد بنیادین به زندگی و مثلث خدا، انسان و طبیعت، به نوعی در غفلت به سر برده و همین عامل برای در جهل بسیط نگه داشتن بشر کفایت داشته است. هر چند با به کارگیری منابع مطلوب سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، به نظر می‌رسد جامعه به سمت عقلانیت دینی می‌رود؛ اما الغای ماهوی انسان مدرن به ابتنای تئوری عقلانیت خودبنیاد، اذهان را از مبدء و شناخت منحرف و با ترویج پلورالیسم معرفتی و شخصی کردن دین، گستره ابری از جهل ایجاد کرده است. روش: در پژوهش حاضر؛ از روش ترکیبی استفاده شده است. بررسی ساختار کلی موضوع با نگاه کیفی و در پاسخ به پرسش آیا در جریان نهادینه‌سازی مبانی معرفت دینی در جامعه، در سالیان گذشته موفق بوده‌ایم؟ و آیا توانسته‌ایم عقلانیت‌محوری را در جامعه حاکم کنیم؟! از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته‌ها و نتیجه‌گیری: در این مقاله سعی شده با بررسی نقش تعمیق معرفت دینی در مرحلۀ اول و اثرگذاری فزاینده تعمیق فلسفی معرفت دینی در مرحلۀ دوم، بر هندسۀ فکر و سلامت جسم در انسان و بالتبع جامعه، به بیان رابطۀ معناداری میان آنها اشاره شود، که با بازمهندسی طرحهای معرفتی به بخشی از هدف بزرگ تبیین الگوی زندگی دینی پاسخ می‌دهد. به نظر می‌رسد موضوع معرفت دینی، حلقۀ مفقودۀ انسانی است که به همه چیز می‌پردازد مگر به شناخت دین خود، که همان شناخت خود و ندای فطرت درونی‌اش است.

کلیدواژه‌ها